تبلیغات
گروه مطالعاتی یهودشناسی

گروه مطالعاتی یهودشناسی
هر مسلمان باید دشمنش را بشناسد
قالب وبلاگ

الف-رباخوارى‏

مرحوم حمید عنایت در بررسى ریشه‏هاى یهود ستیزى از سرمایه‏دارى و روش‏هاى‏ زیانكارانه آن به عنوان«كهن‏ترین و بلاخیزترین ریشه یهود آزارى»یاد مى‏كند. دایرة المعارف‏ بریتانیا نیز بیزارى اقتصادى را در كنار تعصب مذهبى،از جمله دلایل عمده یهود ستیزى‏ مى‏داند كه نمود آن در تجارت،بازرگانى و بانكدارى رونق گرفته از نزول خوارى یهودیان است.» بدون شك قبل از بررسى هر زمینه‏اى باید به متون اعتقادى یهودیان نظرى افكند تا چگونگى صدور مجوز چنین عملى را به منظور ردیابى انگیزه‏هاى این رفتار ارزیابى كرد.آن هم با این مقصود كه متون اعتقادى منشأ رفتار یهودیان در این مورد نیست بلكه بنابر نظر ماركس‏ خصلت یهود،سودجویى است كه در مقاله‏اش به عنوان مسئله یهود مطرح است. 1-«وام دادن بدون بهره همچنان یك عمل خیریه ستایش انگیز است،اگر وام گیرنده یهودى‏ باشد؛و محكوم كردنى است اگر غیر یهودى باشد.» 2-«وام با بهره:در تلموذ رسما این گونه وام را ممنوع مى‏كند و براى هر یهودى كه از وامى كه به‏ یهودى دیگر داده بهره‏اى بر مى‏گیرد،مجازات سنگینى پیش بینى مى‏نماید.برعكس به گفته‏ بیشتر مقامات تلمودى،این یك وظیفه مذهبى است كه وقتى وامى به بیگانگاه‏[بیگانگان‏]داده‏ مى‏شود بیشترین بهره اخذ گردد».  3-«برادر خود را به سود قرض مده،نه به سود نقره و نه به سود آذوقه و نه به سودى چیزى كه به‏ سود داده مى‏شود.غریبه را مى‏توانى به سود قرض بدهى،اما برادر خود را به سود قرض مده» 4-بسیارى از مقامات خاخامى‏[...]از جمله«ابن میمون،تكلیف مى‏كنند كه از وام گیرندگان‏ غیر یهودى سنگین‏ترى نرخهاى ممكن بهره طلب گردد»  5-علاوه بر رباخوارى از غیر یهودیان،تقلب و نیرنگ زدن به غیر یهودیان مجاز است ولى به‏ یك یهودى،با فروش یا خرید به یك قیمت اغراق آمیز ممنوع مى‏باشد. 6-«هرگونه فریبكارى در معاملات در حق یك یهودى گناهى بزرگ است.در حق یك‏ غیر یهودى تنها فریبكارى مستقیم ممنوع است».

 

موارد بالا نمونه‏هایى از مجوزهاى رباخوارى و تقلب در معاملات یهودیان علیه غیر یهودیان‏ است كه ناخودآگاه منطبق با گفته تاسیتوس مورخ بزرگ رومى (55-120 میلادى) است كه در مورد این قوم نتیجه مى‏گیرد كه«در میان خود سخت به یكدیگر وفادار و نرم دلند،ولى همه‏ بیگانگان را دشمن مى‏دارند.نه با بیگانگان همكاسه مى‏شوند و نه از ایشان زن مى‏گیرند.مردمى‏ سخت پرشور و سودایى‏اند ولى از زنان بیگانه دورى مى‏جویند.چنین روحیه‏اى به یهودیان‏ اجازه داد تا در معاملات بازرگانى خود با غیر یهود،پاره‏اى از ملاحظات و قیود اخلاقى را كه مانع‏ از فعایت آزادى اقتصادى است كنار بگذارند و براى بدست آوردن حداكثر سود بكوشند.»

اگر بپذیریم كه یهودیان در بسیارى از این موارد،اصلا نیاز به پول هم كیش خود ندارند تا به‏ آن ربا دهند و یا در معامله با او تقلب نمایند،طبیعتا به این نتیجه مى‏رسیم كه غیر یهودیان‏ قربانى محتوم یك چنین رفتارى هستند كه همواره از آن خسران دیده و جان و مال خود را در این مسیر از دست داده‏اند.

در بررسى این خصلت عمیق یهودیان،عده‏اى شرایط ویژه را مسبب چنین رفتارى مى‏دانند از جمله اینكه در«جامعه فئودالى از حق زمین محروم بودند»  و اجبارا سعى در ذخیره اموال‏ منقول داشته‏اند.و یا اینكه به دلیل حفاظت از خود در زمان وقایعى كه منجر به اخراجشان‏ مى‏شود بتوانند سریعا آن را به پول تبدیل كرده از جایى كه به جاى دیگر منتقل شوند و به همین‏ دلیل«از فعالترین كسانى هستند كه به توسعه ارزشهاى پولى پرداختند و با آن به عنوان یك‏ مال التجاره برخورد كردند،ضمن آنكه براى قرض دادن و احیاء مصادره‏هاى اجتناب ناپذیر دوره‏اى،از ربا بهره بردند.» همچنین فرانسوا دوفونتت نویسنده كتاب«نژادگرایى-راسیسیم»در تبیین چنین شرایطى‏ كه منجر به رباخوارى یهودیان مى‏شود به این صورت استدلال مى‏كند كه«به پیروى از برخى‏ رسوم،یهودیان از داشتن اموال غیر منقول ممنوع بودند،در عوض به آنها اجازه داده مى‏شد كه‏ مالك تاكستانها یا زمینها و خانه‏هایى باشند و آن به این منظور بود كه در صورت اخراج یا تبعید ناگهانى آنها-كه همیشه آثارى بدنبال داشت-این املاك مورد مصادره و ضبط قرار گیرد.از این رو هیچ جاى شگفتى نیست كه یهودیان بیشتر وقت‏ها به كارها و حرفه‏هایى دست بزنند كه در موقع‏ ضرورت بتوانند به سهولت با دار و ندار خویش فرار را بر قرار ترجیح دهند و صحنه را خالى كنند.

از جمله این كارها و حرفه‏ها باید از پوست فروشى،جواهر سازى،[طلا سازى،بافتن پارچه‏هاى‏ زربفت،عطر سازى،]صرافى،رباخوارى و از این قبیل مشاغل نام برد»  اما پرسشى كه در اینجا مطرح مى‏شود آن است كه اولا چرا یهودیان از داشتن اموال‏ غیر منقول ممنوع هستند؟ثانیا چرا باید در شرایطى بسر برند كه همواره در انتظار اخراجشان از سرزمینى به سرزمین دیگر باشند؟در واقع جواب مشترك این دو سؤال در سودجویى یهودیان‏ نهفته است كه اولا با سیرى ناپذیر بودن فزونخواهى آنان،ریشه دوانیدن آنان در هر مملكتى، مشكلاتى را براى آن سرزمین فراهم مى‏آورد. و ثانیا بدبختى هر ملیت كه ناشى از سودجویى‏ یهودیان باشد،یك اقدام اساسى را در پى دارد كه همانا قیام علیه منافع آنان است و اگر در نهایت‏ بتوانند اخراج آنها.بنابر قول ملیون فرانسوى این نكته را باید توجه كرد كه«یهودى‏ها هیچ وطنى‏ ندارند.براى آنها وطن جایى است كه در آنجا موجبات پیشرفت و ترقى ایشان فراهم باشد.

یهودى‏ها وطن را در جایى جستجو مى‏كنند كه در آنجا منافعشان حفظ گردد»  و به عبارتى بهتر در هر جا كه بتوانند به راحتى بر ذخیره‏هاى مالى بیافزایند،آنجا را وطن خود مى‏پندارند.

بنابراین نمى‏توان شرایط تحمیلى براى داشتن یك شغل خاص را عامل اصلى رباخوارى‏ یهودیان دانست.

اصولا یهودى رباخوار را به صورت مخلوقى كه مختص جامعه قرون وسطایى است،معرفى‏ مى‏كنند و عده‏اى معتقدند كه اسحاق آبرابانل «از نخستین متفكرینى است كه به دفاع صریح و آشكار از رباخوارى برخاست و بنیان‏هاى توجیه نظرى و دینى آن را در میان مسیحیان گذارد»  .

وى در سال 1496 رساله‏اى نوشت كه در سال 1551 چاپ شد و در آن از مبادلات مالى‏ مبتنى بر بهره دفاع نمود.او نوشت: در بهره هیچ چیز نكوهیده‏اى وجود ندارد.این كاملا درست است كه مردم از پول، شراب و غله خود بهره دریافت كنند[...]این روش متعارف و صحیح،مبادله مالى‏ است.وام بدون بهره را تنها باید به همدینان پرداخت.به آن كسانى كه ما به ایشان‏ لطف ویژه داریم. بدین وسیله«از قرن پانزدهم به بعد پیشرفت اقتصادى اروپا با پیشرفت یهود همزمان شد و یهودیان در بنیادگذارى اقتصاد امروزى اروپا سهم بزرگى ادا كردند.به عقیده سومبارت،  اگر روابط بازرگانى در اروپا جنبه بین المللى یافت و شبكه آن به تدریج مناطق دیگر جهان را در بر گرفت و اگر نظام بازرگانى اروپا از قرن پانزدهم به بعد پیوسته كار آمدتر و پرسودتر و عقلانى‏تر شد و به صورت امروزى خود در آمد و از اینها مهم‏تر اگر روحیه سرمایه‏دارى در میان اروپاییان‏ رسوخ كرد،همه تا اندازه زیادى نتیجه كوشش‏ها[و البته سودجویى‏ها]ى یهودیان بوده است».  سومبارت در ریشه‏یابى و بررسى روند رو به گسترش سرمایه‏دارى غرب جاى پاى یهودیت را در جاى جاى این مراحل شناخته و به تبیین آن مى‏پردازد.وى معتقد است كه نقدینگى‏ یهودیان به دلیل چنگ اندازى آنان بر دو نوع كالاست:«اول،معادن تازه كشف شده طلا و نقره در آمریكاى مركزى و جنوبى»  كه«با داشتن آن قدرتى به دست مى‏آورند كه قوانین سیاسى و مذهبى را نیز منكر شده و بنابر نظر برنارد لازار آقایى آقاهاى خود را به دست مى‏آورند.» «دوم،پنبه و نیل كه مواد اصلى صنایع نساجى بود»  كه در حال حاضر آنها را نیز مسخر یهودیان مى‏بینیم.

بنابر نظر سومبارت«پیدا شدن بورس كه به منزله قلب فعالیت‏هاى اقتصادى امروزى است و رواج انواع برگه‏هاى بهادار،به ویژه برات و سفته نیز فرآورده نبوغ سوداگرانه یهودى است و او مى‏نویسد كه كهنه‏ترین برات را در تاریخ اروپا یك یهودى به نام سیمون روبنس در سال 1207 میلادى كشید و یهودیان چون در قرون وسطى در شمار فعال‏ترین صرافان و رباخواران و وام دهندگان بودند،بعدها واسطه‏هاى عمده بازرگانى بین المللى شدند و استفاده از ارز را در معاملات آن باب كردند.» در واقع همه این فعالیت‏ها را در پرتو فردگرایى یا اندیویدوالیسمى انجام مى‏دادند كه خود براى تجارت و مصرف آزاد،آن را لازم دانسته،از آن حمایت مى‏كردند. سومبارت كه تحقیقات گسترده‏اى را در خصوص ریشه‏هاى سرمایه‏دارى و نقش یهودیان در آن انجام داده است،بر این اعتقاد است كه تعقل اقتصادى مورد نیاز براى سرمایه‏دار شدن‏ متضمن سه شرط است:اول برنامه گذارى،تا هر كارى از روى نظم و تدبیر باشد.دوم كارایى،تا در هرگونه كار تولیدى بهترین افزارها برگزیده شود.سوم حساب دانى.و در ادامه مى‏افزاید كه‏ آرزومندان سرمایه‏دار شدن علاوه بر جمع این شرایط از دو صفت نیز باید برخوردار باشند:اول‏ مرد همت و خطر باشند و دوم سوداگر باشند.یعنى همه كارها را بر محك پول بسنجند و سراسر این جهان را چون بازارى بزرگ بینگارند كه،كارهاى آن خواه خوب یا بد،از روى عرضه و تقاضا و سود و زیان،مى‏گردد.اینك اگر آموزش‏هاى دین یهود را به شكلى كه در تورات و تلمود و قوانین‏ ابن میمون  و یعقوب بن عاشر و یوسف قرو بررسى كنیم مى‏بینم كه دین یهود جامع اوصاف‏ روحیه سرمایه‏دارى است.

از همین رو همیشه به فعالیت‏هاى اقتصادى معینى رو آورده‏اند و از زمان حضرت سلیمان از توانگرترین مردمان بوده‏اند و چگونگى استفاده از اندوخته‏هاى پولى را آموخته‏اند و به اهمیت فلزهاى گرانبها پى برده‏اند. با این اوصافى كه سومبارت از خصلت ذاتى یهودیان در سودجویى و سرمایه پرستى و بعبارتى‏ زرسالارى برشمرد،به راحتى مى‏توان به درك حقیقى از این طنز لویناس پى برد كه مى‏گوید: «نمى‏دانم كه دنیا به یهودى نیاز دارد یا نه ولى مطمئنم كه یهودى به دنیا نیاز دارد.» طبیعتا چنین میل شدیدى به زرسالارى كه حاصل رباخوارى است و نهایتا منجر به ضایع‏ شدن حق دیگران مى‏شود،بازتاب‏هاى عدیده‏اى را در جوامع گوناگون به عنوان یكى از علل مهم‏ رفتار یهود در پیدایش یهود ستیزى داشته است.البته یهودیان نیز بر آن وقوف داشته و حتى‏ معترف هستند.قرآن كریم نیز«نخستین مأخذى است كه اشتغال یهودیان به رباخوارى را مطرح‏ ساخته است»  چرا كه مى‏فرماید: و اخذهم الرّبوا و قد نهوا عنه و اكلهم اموال النّاس بالباطل و اعتدنا للكافرین منهم عذابا الیما. با آنكه نهیشان كرده بودیم،ربا مى‏گرفتند و اموال مردم را به باطل مى‏خوردند و ما براى كافرینشان عذاب دردناكى تهیه كرده‏ایم. این موضع گیرى اسلام در قبال ربا و رباخواران به زعم دایرة المعارف یهود مانعى جدى در راه‏ رباخوارى یهود پدید ساخت. در مسیحیت نیز مواجهه مسیحیان با رباخوارى یهودیان‏ چهره‏هاى متفاوتى از تشنج را علاوه بر اختلافات مذهبى،هویدا ساخت.

ویل دورانت معتقد است كه: رقابت‏هاى اقتصادى نیز در پس این خصومت‏هاى دینى پنهان بودند.در زمانى كه به‏ پیروى از احكام پاپ ربا خوارى در میان مسیحیان حرام شمرده مى‏شد یهودیان‏ تقریبا انحصار وام دادن و بهره گرفتن را در سراسر عالم مسیحیت در دست داشتند.

بعدها كه بانكداران مسیحى این تحریم دینى را نادیده انگاشتند تجارتخانه‏هایى‏ [...در شهرهاى مختلف اروپا]،تأسیس یافتند كه مدعى و رقیب این امتیاز انحصارى‏ یهودیان شدند؛و در نتیجه نقطه اصطكاك و تضاد تازه‏اى میان مسیحیان و یهودیان‏ بوجود آمد. تضاد میان مسیحیان و یهودیان در باب ربا خوارى یهودیان،«چنان در اروپا توسعه یافت كه از سال 1230 مخالفت شدید كلیسا را برانگیخت و موجى از مبارزه با ربا خوارى را پدید ساخت.» در سال 1231 شاه سیسیل طى فرمانى حداكثر بهره مجاز ربا خواران یهودى را ده‏ درصد اعلام كرد.

در سال 1239،لویى نهم،پادشاه فرانسه،طى فرمانى رباخوارى را در سرزمین‏ خود ممنوع كرد.

در سال 1244 شاه اتریش نیز فرامینى صادر كرد و براى بهره یهودیان سقفى‏ محدود قایل شد.

شاه آراگون و حكمرانان ایتالیا،كه با یهودیان پیوند بیشتر داشتند،حداكثر بهره‏ مجاز را 20 درصد اعلام كردند؛ولى در عمل بهره مرسوم 33 تا 43 درصد و گاه بسیار بیشتر بود.در سال 1275 ادوارد اول،پادشاه انگلیس (1307-1272) قوانینى‏ سخت علیه رباخوارى وضع كرد.و سرانجام فرمان اخراج یهودیان را صادر نمود.در سال 1290 مأموران مسلح دولتى به شهر لینكلن حمله بردند و یهودیان را از انگلیس اخراج كردند.

...در سال 1306 فیلیپ چهارم،پادشاه فرانسه،نیز یهودیان را از این كشور اخراج كرد.در سال 1315،لویى دهم،طى فرمانى بار دیگر اجازه بازگشت یهودیان‏ به فرانسه را صادر نمود  ولى به شرط آنكه دو سوم از كلیه منافعى كه از راه رباخوارى،تا پیش از نفى بلد شدنشان به‏ دست آورده بودند،به پادشاه فرانسه تقدیم دارند. با این همه«ربا خوارى یهودیان چنان اعتراض‏ مردم را برانگیخت كه«فیلیپ دراز»پادشاه بعدى فرانسه،مجبور شد در سال 1322 با آنان را اخراج كند.

این موج چنان نیرومند بود كه حتى آلفونسوى یازدهم،شاه كاستیل و لئون كه در بار او كانون‏ ربا خوارى به شمار مى‏رفت،زیر فشار پاپ مجبور شد در سال 1348 طى فرمانى ربا خوارى را ممنوع كند.این فرمان كمى بعد (1351) لغو شد.» از میان تمام قیام‏ها و اقدامات ضد یهودى به دلیل نزول خوارى و یا ربا خوارى یهودیان،قیام‏ بوگدان خملنیتسكى  (1657-1595) در لهستان از ویژگى خاصى برخوردار است.این قیام در منطقه یهودى نشین لهستان كه ساكنین موسوم به«یهودیان خاور»را در بر مى‏گرفت آغاز شد.

یهودیان اهل این منطقه چه در آن روز و چه در حال حاضر كه به آمریكا و اسرائیل مهاجرت‏ كرده‏اند،داراى نفوذ سیاسى و اقتصادى خاصى هستند. قیام خملنیتسكى به دلیل استثمار بیرحمانه روستائیان از سوى رباخواران،و مباشرین و مستأجران و پیمانكاران یهودى و اشرافیت لهستان در سال 1649-1648 شكل گرفت.در جریان این قیام توده‏هاى دهقانان عاصى و عوام روحیه‏اى به شدت ضد یهودى از خود نشان‏ دادند. كه در تاریخ«به عنوان یك یهود ستیزى صاف و ساده تلقى مى‏شود»  و بعضا هم یهودیان‏ از آن به عنوان یك خاطره ناخوشایند یاد كرده و رهبر قیام را خمل پلید نام نهاده‏اند. و هم اكنون‏ نیز سیاست‏هایى كه خاستگاه آن منطقه اوكراین و یا شوروى سابق باشد،در مطبوعات اسرائیل‏ به عنوان میراث خملنیتسكى یا اعقاب آن اطلاق مى‏شود. شورش‏ها و یا قیام‏هاى 1819 كه از ورتز بورگ شروع شده بود و بعد سراسر ایالت‏هاى آلمان را در بر گرفت و به اطریش و مجارستان و لهستان نیز سرایت كرد،  و یا سقوط بورس آلمان در سال‏ 1873 همگى ریشه در شیوه‏هاى عملكرد بانكداران  ،رباخواران و سرمایه گذاران و صرافان یهود، داشته است  كه عواقب وخیمى را علیه خودشان بوجود آورد.

به غیر از عملكرد رباخواران یهودى در اروپا نمونه‏اى خواندنى از نحوه برخورد با یهودیان در آمریكا قابل ذكر است.آبا ابان در كتاب خود داستان را این گونه آغاز مى‏كند: اولین یهودیانى كه وارد آمریكایى شمالى شدند،یكدسته 23 نفرى از یهودیان مهاجر برزیل‏[...]بودند كه در سپتامبر سال 1654 وارد نیو آمستردام  ،شهرى كه در آن‏ جمعیت كوچك هلندى از مأمورین كمپانى Dutch West India[كمپانى هند شرقى‏ هلند]مأمور رود هودسون‏[...]اقامت داشتند شدند.و خسته و كوفته در بندر منتظر اجازه ورود متوقف شدند ولى از طرف حاكم محل‏[...]به آنها خبر دادند كه هر چه‏ زودتر میبایست آنجا را ترك گویند[...حاكم طى‏]نامه‏اى به شرح زیر به‏ كمپانى‏[...مذكور]نوشت‏[...]همه یهودیانیكه باینجا میایند مایلند براى همیشه در شهر ما سكونت نمایند ولى چون از سوابق ایشان با خبریم (پیشه رباخوارى و معاملات تقلبى كه با مسیحیان دارند) از پذیرفتن آنها معذوریم.براى مقامات مؤثر دولتى،قضات دادگاه و همچنین براى مردمى كه به شما اعتماد داشته و پاس احترام‏ شما را دارند و نیز براى مقام روحانى كلیسا بسیار ناگوار است اشخاصى را كه‏ بهیچوجه به آنها علاقه و اعتماد ندارند در بین خود بپذیرند و نیز چون اطلاع داریم‏ كه این اشخاص صاحب هیچگونه صنعت و حرفه هنرى نیستند واهمه داریم مبادا در آینده سر بار جامعه فقیر ما گردند[...]ما با خلوص نیت دعا میكنیم كه خدا ما را از گزند كسانیكه نام عیسى مسیح را به كفر میالایند و از شر اشخاص بى‏آبرو و متقلب‏ حفظ كند.

 این واقعه،معروف و ضعیت و عملكرد یهود است كه جزئى از فرهنگ و ذهنیت غیر یهودیان را شكل مى‏دهد.آنچنانكه«در فرهنگ اروپائى واژه یهودى مترادف با رباخوار است.» و اگر حتى در یك زمان و مكان دیگر واقعا یهودیان،چنین رفتارى را در پیش نگرفته و حتى خود جزء فقرا و تنگدستان بوده‏اند،باز هم«عامه مردم میل داشته‏اند كه ایشان را سرمایه دارانى پنهان كار بدانند و همه جنبه‏هاى زشت سرمایه دارى،یعنى بهره‏كشى و رباخوارى و گران فروشى و احتكار و انحصار را به فریب و فساد یهود نسبت دهند.» و چه بسیار مشكل خواهد بود زدودن معانى واژه یهود«در برخى كتاب‏هاى معتبر لغت (فرهنگنامه‏ها) [كه‏]واژه یهودى این گونه معنى مى‏شد:یهودى، صفتى است تحقیرآمیز-ربادهنده و رباخوار»  و چه مشكل‏تر خواهد بود زدودن آثار نمایشنامه‏هایى همچون«تاجر ونیزى» اثر شكسپیر،كه در قالب هنر،یك اصل مسلم را در طول‏ تاریخ زنده نگه داشته و به عنوان نمادى از فرهنگ عامه مطرح است




طبقه بندی: مقالات، 
برچسب ها: یهودستیزی، دلایل یهودستیزی،  
[ شنبه 24 دی 1390 ] [ 12:40 ب.ظ ] [ گمنام بی ادعا ] [ نظرات ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

در این وبلاگ سعی میشه آخرین تحقیقات و پژوهشهای گروه و همچنین مقالات ، فیلمها ، مستندها و .... که مرتبط با موضوعات آخرالزمان ، جوامع مخفی ، یهودیت ، مسیحیت و موضوعات مرتبط میباشد را قرار دهیم....
باشد که اگر نتوانستیم ظهور را نزدیک کنیم حداقل گامی در ظهور خودمان برداشته باشیم.....
نظر سنجی
بهترن راه برای مقابله با شبکه farsi 1 چیه؟





آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب


design : imjava